تبليغاتX
خط خطی.......///////..........///////...

خط خطی.......///////..........///////...

با نام تو آغاز کردم این راه بی نام تو راه نمی روم باز

آه ای خدای مهربون

ای خالق هفت آسمون

ما رو بهم دیگه رسون

آه ای خدای مهربون

 

دل بی قرار عشق و

مست از زکوی عشق و

دل داده در راه جفا

ندارد عشق او مثال

 

من میگم تو این زمونه

هیچی باقی نمی مونه

آخه گردون زمونه

این قدر نا مهربونه

 

آبی ترین شب بهار

 برای این روزگار

شب تولد یار

توی آذر این دیار

 

 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 15:58  توسط محمد رضا  | 

ستاره یعنی جان یعنی لطافت

ستاره یعنی روح در بی نهایت

ستاره یعنی عشق در بی محبت

ستاره مظهر پاکی " لطافت

ستاره را خدا با گل سرشته

پی او را سر گل ها گذاشته

ستاره را همه قدیس خوانند

ستاره را حوری مهدیس خوانند

بر این جان و همه جام جهان بین

ستاره مظهر آنی و یاسین

دل ما گر به عشقش گرم گشته

به دل جان بسته و رنگ درنبسته

ستاره سر انجام همه عشقای عالم

همان کس که بود حوای آدم

ستاره رخشان براق و بران              

ستاره آخر عشق و ایمان

  سلام بازم برگشتم  شرمنده که ایم مدت نبودم .

+ نوشته شده در  یکشنبه دهم آبان 1388ساعت 23:40  توسط محمد رضا  | 

 داره بارون می باره

  دلم چه بی قراره

 هوای عشق و داره

 اشکامو در میاره

 داره می باره امشب

 از روی دلتنگی اش

 تا که شاید بباره

  از آسمون ستاره

 سرم میاد دوباره

 قصه ی عشق پاره

 آروم میشه دل تو

 از قلب پاره پارم

 آسمون پر ز دوده

 همه کهکشونا دوده

 همه جا سیاه و مه از

 سنگین دلت می خونه .

 سلام دوستان

 این شعر از خودمه سبک نیمایی گفته شده تو این جور شعرا رعایت وزن و قافیه مهم

 نیست تا بعدبای بای   

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 15:37  توسط محمد رضا  | 

  آید نوای مستی از قدسیان هستی

                            تا کی مند صدارا عالم به شور و مستی

  آید همی صدایش از بارگاه خدایش

                            دلم بگیرد ای دوست از دست ناله هایش

  زاید نوای عشق را باز از دل ترانه

                             دگر نباشد غمی " در دل آشیانه

  آری غمم سر آمد فصل شادی بیامد

                             گویم خوشا بهاری کز کوی دلبر آید

  <<محدثا>> آبی ترین شب عشق سرای دوست داری است

                                           آن چه بود که گویی باز این بهار خوش آمد 

 این شعر هم مال خودم بازم بر گشتم که بسازم و بمونم نه بسازم و برم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 15:8  توسط محمد رضا  | 

پشت دریا

   قایقی خواهم ساخت

   خواهم انداخت به آب

   دور خواهم شد از این خاک غریب

   که در آن هیچ کسی نیست که در بیشه ی عشق

   قهرمانان را بیدار کند.

 

   قایق از تور تهی

   و دل از آرزوی مروارید

   هم چنان خواهم راند

   نه به آبی ها دل خواهم بست

   نه به دریا - پریانی که سر از آب به در می آورند

   و در آن تابش تنهایی ماهی گیری

   می فشانند فسون از سر گیسوهاشان

 

   پشت دریا شهری است 

   که در آن پنجره ها رو به تجلی باز است

   بام ها جای کبوتر هایی است

   که به فواره ی هوش بشری می نگرند

   دست هر کودک ده ساله ی شهر شاخه ی معرفتی است و....

   سلام بچه ها کار دارم بیقه شعر واسه بعد راستی بدونید این شعر از

   سهراب سپهری اوسطوره ی ادبیا ته تا به راستی وبلاگ هیئت یادتون نره

   ها!!!!!!!!!! بای بای  

 

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم آبان 1387ساعت 13:50  توسط محمد رضا  | 

سراب

خسته شدم دارم میرم

از این دنیا دارم میرم

دارم میرم به آسمون

یا که میرم به کهکشون

تا که نبینم عشقمو

ولی دادم عشقمو

به اون کسی که پیشش

مثل یه بچه بودم

ای ساقی راه دل بی تاب

ای مخلص آل بی تاب

ای آخر هر چی دل بی تاب

راه دلم کن بی سراب

تاکه دگر نبینم عشق سراب

و اما غم ........

سلام می کنم به همه ی دوستان به مدت نبودم ببخشید ولی دوباره برگشتم با دست

پر نظر یادتون نره بابای...

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم مهر 1387ساعت 15:58  توسط محمد رضا  | 

 

يه روزي تنگ غروب آسمون  

توي دنياي خوش اين كهكشون  

يه عاشق از يه شهر نا مهربون  

اورده بود دل شو كشون كشون  

مي گفت به همه منم اون عاشق بي نشون  

كه خونده بود پيش عشقش شعر رنگين كمون ژ 

داشت  مي گفت  يه روزي توي اين آسمون  

پرواز مي كرد دلي بي نشون

 ديد مو عشقمو آبرو مو همه ي وجود مو

دادم ببره يادگاري براي عاشقا شون

من به هيچ كس نگفتم رازمون  

اما اون گفت ميگه به همه س قرارمون

كه آسمون پرواز پرستو هاي عاشق را به هيچ كس نشان ندهد .

 

 

+ نوشته شده در  شنبه شانزدهم شهریور 1387ساعت 12:11  توسط محمد رضا  | 

برای پسران

با یه دسته گل احساستو بهش نشون بدی

مطمئن باشی هیچ وقت از پیشت نمی ره

بذاری سیر گریه کنه

جلو پاش فرش قرمز پهن کنی

با گیم جدیدش بازی کنی

بازم اونو ببخشی

زیر نور مهتاب براش شعر بخونی

قشنگ ترین لباسو براش بخری

صدای ماشینشو بشناسی

بدونی واسه تولدش چه هدیه ای دوست داره

بهش زنگ بزنی حالشو بپرسی

براش مثل یه قلعه محکم باشی

بخش بعدی برای دختران در پست بعدی .....

+ نوشته شده در  جمعه یکم شهریور 1387ساعت 15:8  توسط محمد رضا  | 

لالالا گله لاله

آروم بخواب پیش بابا

لالالا گله مهتاب

آروم بخواب پیش آفتاب

لالالا ای عزیزم

دوست دارم قد دنیا

لالالا ای خوشگلم

آسمون دل بابا

لالالا شب و مهتاب

باد و باران پائیز و بهار

همه تو دل جا نداره

جز تو توی دل بابا

لالالا خداحافظ ای گل ناز

همیشه بودی پیش دل ((محدث)) مثل آقا

 

سلام بچه ها دوباره برگشتم شعر آخرم ها

درست بخونید ها به سایت هئیت هم یه سر

بزنید ضرر نداره تبادل لینک هم داره ها

 

http:/sagha-310.blogfa.com/

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم مرداد 1387ساعت 16:21  توسط محمد رضا  | 

.سلام من برگشتم .

 

سلام می کنم خدمت تمامی دوستانم پس از کلی کش مکش

بالاخره تونستم بر گردم از تمامی دوستانی که در نبود من

با نظرات خودشون منو از یاد نبردند تشکر می کنم و هم چنین

از خانم گلشیفته تهرانی به خاطر کمکی که به من کرد به

همه ی شما از جانب من سر زد متشکرم .

 

راستی برای هیئت مون یه سایت زدیم با یکی از بچه ها

دوست دارم و تقا ضا دارم از تمام دوستانم که منو

لینک کردن این سایت هم لینک کنند تا من هم وبلاگ اون ها رو

در وب سایت هیئت لینک کنم تا همه با هم بترکونیم .

 

http:/sagha-310.blogfa.com/

+ نوشته شده در  یکشنبه سیزدهم مرداد 1387ساعت 14:24  توسط محمد رضا  | 

 سلام هر سلامی یه خداحافظی هم داره البته برای من این خداحافظی

موقت هست یه مدت نسبتا کوتاه نیستم دارم برای یه کاری که خیلی

انتظارشو کشیدم برم خارج از تهران توی جاده بام دعا کنید  که به

مشکل بر نخورم چون آبرو و حیثیتم می ره به باد الان نمی دونم ناراحت باشم

یا خوشحال ولی ناراحتی دوری از عزیزان سخته من تجربه کردم ومی کنم

  دوستون دارم زیاد یا علی

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم تیر 1387ساعت 14:56  توسط محمد رضا  | 

زندگی زیباست  گل ، آسمان ، کبوترهای در حال پرواز  ،

 

 

همهء هستی و حتی مرگ .

 

 

زندگی برای آدمهای خوشبخت بی نظیر است البته به

 

 

 تفکر انسانها بستگی دارد  کسایی هستند که در این

 

 

فقیری و بیچارگی احساس خوشبختی می کنند ولی اینجاس

 

 

که میگم  معنی خوشبختی به تفکر انسان بستگی دارد  ، نه 

 

 

به اون چیزهای که دارند .

 

 

من زندگی را زیبا ، بی نظیر و قشنگ میبینم ولی بهش

 

 

دست پیدا نکردم .

 

 

سنم قد نمیده ، دارمش نمی دونم  اما احساس میکنم که

 

 

خوشبخت نیستم احساسم هیچ وقت بهم دروغ نمیگه،

 

 

هیچ وقت به احساسم اطمینان نکردم ولی آخرش دیدم

 

 

درست میگه و من درکش نکردم شاید چون می خواستم

 

 

عاقلانه تصمیم بگیرم .

 

 

دل نوشته ی غرقه گلاب عشق.

 

 

 

سلام بچه ها در گذشت اوسطوره ی سینمای ایران خورشید

 

 

آسمان هنر و بازیگری ((خسرو شکیبایی)) رو به شما

 

 

و تمامی ایرانیان و اهل هنر تسلیت میگم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم تیر 1387ساعت 17:12  توسط محمد رضا  | 

 

هر چی میخوام برات بگم قصه دلواپسیه

 

حرفای مارو هر کلمه شو از عاشقی سرودن

 

یادش بخیر زمانی که شعرای من مال تو بود

 

شاید این دوری یه قصه باشه یه خواب یه رویا

 

دیگه نمیشه گفت عشق تکراری یا موندگار نیست

 

هرچی نثار کنم یه آسمون بی کسیه

 

اما دیگه فاصله چیزی برامون نذاشته

 

توی این داستان که مسابقه عشق بود

 

قهرمان من و جایزه تو و حریف هم دست زمونه بود

 

 

دل

 

 

شب شده" ساکته دوباره خونه

 

می گرده دل دنبال یه بهونه

 

می گرده باز کنج خاطرات تو

 

پی یه حرف ناب عاشقونه

 

عکس توباز میزارم رو به روش

 

که تا ته شب واسه تو بخونه

 

دلم در التهابه تو که چه جوری

 

قدر چشای نازنین تو رو بدونه

 

اومدم واسه یه بار دیگه این (مسابقه  عشق) رو به

مهرنوش عزیزم تقدیم کنم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه نوزدهم تیر 1387ساعت 15:51  توسط محمد رضا  | 

سلام بچه ها دوباره با آخرین شعرم بر گشتم امیدوارم خوشتون بیاد .

ای که تو را خوانده ام

راه تو را بسته ام

راه دلت داشته ام

اما به روت بسته ام

ما همه می تو زدیم عشقم

در خیال خود تصوری از تو بسته ام

راه بده خیالم تا راه نظر ببندم

راه بده مسافر عزم سفر ببندم

((محدث)) باز به راه تو آمده است

تا گوید نبودنت. بودن است  

خیلی جالبه که بدونید من دوستدار خیام هستم گشتم تو رباعیاتش یکی رو

پیدا کردم که ((محدث)) توش داره یعنی خیام هم به فکر منه

چون نیست مقام ما در این دهر مقیم

پس بی می و معشوق خطایی است عظیم

تا کی زقدیم و محدث امیدم و بیم

چون من رفتن جهان چه محدث چه قدیم

این رباعی داستان یکی ازشعرای من به اسم خواهیم ماند که الان هم توی وب هست

تا چند اسیر عقل هر روزه شویم

در دهر چه صد ساله چه یک روزه شویم

در ده تو بکاسه می از آن پیش که ما

در کارگه کوزه گران کوزه شویم

منتظر عنایات(نظر) گلتون هستم

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم تیر 1387ساعت 15:38  توسط محمد رضا  | 

روی برفای قشنگه آسمون

 
روی اندام تر رنگین کمون


زیر  قطرهای ریز  بارون


زیر اون غروب دلتنگ آسمون


توی  قصه های  شاه  پریون


توی رگبار گلهای باغمون

 
همراه دل واحساسمون
 

همراه قاصدک بده قصمون


اومد از اون بالا خبری از یارمون


که داره پرپر میشه گلای عشقمون


 و رفتی من هیچ وقت نتونستم بگم ،


دوستت داشتم ای مهربون ......

 

 

 

این پست تقدیم به لیلی به خاطر

 

درد و رنج نامردی های بعضی ها و

 

طناز عزیز به خاطر تصمیم مقتدرانه

 

ای که گرفت .

 

میخواستم بگم من دغل باز نیستم این

 

شعر مال من نیست و هدیه خواهر گلم

 

به منه

+ نوشته شده در  سه شنبه یازدهم تیر 1387ساعت 17:50  توسط محمد رضا  | 

 راه دلت پیش گیر

با صدای هر نفست

من روم از خانه ی خود

تو آمدی اما

من از تو هم دورم

پیغامت با نفست

رسیده به قلب و دل شکسته ام

می دانم راه دلت با سازو سرت

تو هم دلارایی

من می روم از پیش دلت

راه دل گیرم ز سرت

تو می دانی قلبم

ز راه تو خیزد

من چو گل در تو

شکفته و غمگینم

راه دل من بسازم

تا خانه ات که رسم به تو

((محدث)) بار ها گفتی به من

از عاشقی هیچ سودت نبود .

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه پنجم تیر 1387ساعت 18:58  توسط محمد رضا  | 

 

گلشيفته فراهاني

تاريخ تولد: 1362

دختر بهزاد فراهاني و فهيمه رحيم نيا خواهر شقايق فراهاني

- تنها خوش شانسي بزرگ او بازي در فيلم درخت گلابي

- يكي از بهترين فيلم هاي مهرجويي - است.

- برنده سيمرغ بلورين بهترين بازيگر از بخش بين الملل شانزدهمين جشنواره فيلم فجر.

* بهترين بازيگر جشنواره بيست و دوم فيلم فجر براي بازيهاي خيره كننده اش در دو فيلم « بوتيك » و «

اشك سرما » به انتخاب نويسندگان و منتقدان بخشي از فيلمشناسي:

- برنده تنديس زرين هشتمين جشن خانه سينما براي بازي در فيلم « اشك سرما »

- درخت گلابي (داريوش مهرجويي - 1376)

- هفت پرده (فرزاد مؤتمن - 1379)

- زمانه (حميدرضا صلاحمند - 1379)

- جايي ديگر (مهدي كرم پور - 1381)

- بوتيك (حميد نعمت الله - 1381)

- دو فرشته (محمد حقيقت - 1381)

- اشك سرما (عزيز الله حميد نژاد - 1381)

- بابا عزيز (محمد ناصر خمير - 1382)

- ماهي ها هم عاشق مي شوند (علي رفيعي - 1383)

- به نام پدر (ابراهيم حاتمي كيا، 1384)

گلشيفته فراهاني
 
بروبچ وبلاگی سلام بخش اول بیوگرافی گلشیفته فراهانی بود که توسط داشت جمع آوری شده بود نظر یادت نره.
+ نوشته شده در  سه شنبه چهارم تیر 1387ساعت 16:19  توسط محمد رضا  | 

مادر

 کاشکی می شد بهت بگم چقدر صدا تو دوست دارم

چه قدر مثل بچه گیام لالایا تو  دوست دارم

مادر آن دم که راه افتادم سرای پای مرا بوسیدی

و آن هنگام که زمین می خوردم می گریستی

آن هنگام که در بیماری بودم زمانه را بر هم زدی

حالا اگر تو راه بروی من سرا پای تو را می بوسم

اگر زمین بخوری من راه گریه در پیش می گیرم

راه دادن به تو در محبت از مهالات است

این طور که تو خدای محبت هستی

شاید سال دیگر من نباشم  خاک پای تو را ببوسم

شاید سال ها و سال ها موچه جاروکش خاک پای تو باشد .

 تقدیم به همه ی مادر های ایران زمین کهن قاره ی آسیا .

تقدیم به تمام دخترهایی که می شناسم دوست دارم یا دوست

خواهم داشت  و مجموع دختر هایی که در لینکستون من

هستند .     

+ نوشته شده در  دوشنبه سوم تیر 1387ساعت 23:33  توسط محمد رضا  | 

سفر عشق

 

الا ای عشق اهریمن

بساز آیین قدریمن

بساز آیینه ای در دل

ببین در آن خدایی را

که داد از جان و روح خود

به گل راه و رسم جنگیدن

بگو

با نام تو آغاز کردم این راه

بی نام تو راه نمی روم باز

ای تویی که مونس روانم

بی جان تو هیچ من ندانم

ای هست کن اساس عشقم

اثباب سفر برای من ساز

تا راه خدایی پیش گیرم ...

 

    سلام دوباره با شعر جدیدی اومدم با اونایی که دوسشون دارم وطرف دار

  هستند. نظر یادتون نره!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

+ نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت 18:39  توسط محمد رضا  | 

زیبا مثل مشکی

بازی رنگ های دنیا چه زیباست

اندر آن رقص هزاران پروانه است

برای من رنگ آبی رنگ آرامش نبود

لیکن آن دم رنگ دست نوشته هایم بود

رنگ سبز عطر طراوت دارد

با خود هر لحظه و هر جا بوی بهار دارد

رنگ سرخ رنگ رخ معشوق من

رنگی بالاتر از آن رنگی نبود

لیک آن جا بود هم درد دلم

باشد آن رنگ می زهر آلود

رنگ مشکی رنگ امید است برایم

نمی دانم چرا در این سفر

رنگ مشکی همه ی عمر برایم

امید است فردا ((محدث)) برزند مشکی را

تا ز مایه پر گردد امید را

 سلام دوباره با آخرین شعری که گفتم اومدم از تمامی بچه هایی که نظردادن و منو لینک کردن متشکرم. 

+ نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت 18:12  توسط محمد رضا  | 

شکوفه های محبت

در انتظار بهاری که به ظهور تو پایان گیرد

نشسته ام. به خورشید خیره شده ام وطلوع و غروب

آن را نظاره می کنم . تا روز ها هفته ها ماه ها و

فصل ها تمام شود و بهاری فرارسد.

الهی هر چه زودتر فرجام زمستان سرد و غمگین

را برسان تا دوباره شکوفه های محبت از راه برسد

گل های سفید که نماد صلح مزدوران باشد

بشکفد و بر همگان نمایان شود .پس راه درازی

درپیش داریم  تا به سرمشق الهی نزدیک شویم .

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 17:4  توسط محمد رضا  | 

خیام

   تا چند روز دگر خواهیم ماند

  تا چند دهر دگر باقی ماند

   آخر همه راه دل کشیدیم زبار

   آخر در کارگه کوزه گری خواهیم ماند

   تا چشم جهان در این دل بشکسته ست

   در مژگان شبنمی هم نخواهیم ماند

   ما همه می عقل نوشیده بودیم

   ولی در این میخانه هم نخواهیم ماند

   ما همه ره بسته ی توایم

   در این جهان فانی نخواهیم ماند

   خیام بیا و ببین بار دگر قلم ((محدث))  از توست

   چون هیچ یک از ما مثل تو در این جهان نخواهیم ماند .

 

 بچه ه این یکی درد دل های من با زمونه بود  ولی چون مونس ندارم به زبون شعر با دنیا درد دل می کنم  و (محدث) در واقع تخلص منه اگر کسی شعر داره میتونه در نظرات بذاره تا من شعر رو چاپ کنم  

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 16:16  توسط محمد رضا  |